کلمات مرتبط با مشکلات

در زندگی روزمره، اغلب با مشکلات، اختلافات و سوءتفاهم‌ها مواجه می‌شویم. یادگیری کلمات و عبارات مربوط به این حوزه به شما کمک می‌کند تا بهتر بتوانید نظرات خود را بیان کنید، مشکلات را شرح دهید و در موقعیت‌های دشوار به زبان انگلیسی بهتر عمل کنید.

 

کلمات و عبارات مربوط به مشکلات در زبان انگلیسی

Problem (مشکل)

.We have a serious problem with our internet connection
ما یک مشکل جدی با اتصال اینترنت خود داریم.

Issue (مسئله، مشکل)

.There are some issues we need to discuss
چند مسئله هست که باید درباره آن صحبت کنیم.

Conflict (درگیری، تضاد)

.There was a conflict between two departments over budget
بین دو بخش بر سر بودجه درگیری وجود داشت.

Disagreement (اختلاف نظر)

.We had a disagreement about the project deadline
ما درباره مهلت پروژه اختلاف نظر داشتیم.

Argument (بحث، مشاجره)

.They had a heated argument about politics
آن‌ها یک مشاجره داغ درباره سیاست داشتند.

Misunderstanding (سوءتفاهم)

.It was just a misunderstanding. I didn’t mean to offend you
فقط یک سوءتفاهم بود. من قصد توهین نداشتم.

Tension (تنش)

.There is growing tension between the manager and staff
تنش رو به افزایشی بین مدیر و کارکنان وجود دارد.

Complication (پیچیدگی، مشکل جانبی)

.The delay caused serious complications in the plan
تاخیر، پیچیدگی هایی در برنامه ایجاد کرد.

Obstacle (مانع)

.Lack of money is the biggest obstacle to starting my own business
کمبود پول بزرگ‌ترین مانع برای شروع کسب‌وکار من است.

Challenge (چالش)

.Learning a new language is a big challenge
یادگیری یک زبان جدید چالش بزرگی است.

افعال رایج با مشکلات

فعلمعنیمثال
resolveحل کردن.We need to resolve this issue quickly (باید این مشکل را سریع حل کنیم.)
escalateشدت گرفتن.The disagreement escalated into a serious argument (اختلاف نظر به مشاجره شدیدی تبدیل شد.)
handleرسیدگی کردن?Can you handle this situation professionally (می‌توانی به صورت حرفه‌ای با این وضعیت برخورد کنی؟)
avoidاجتناب کردن.He avoids confrontation at all costs (او به هر قیمتی از درگیری اجتناب می‌کند.)
addressپرداختن به.We must address the root of the conflict (باید به ریشه‌ی اختلاف بپردازیم.)

صفات مفید

صفتمعنیمثال
tenseپرتنش.The meeting was very tense (جلسه بسیار پرتنش بود.)
unresolvedحل‌نشده.There are still some unresolved issues (هنوز مسائلی حل‌نشده وجود دارد.)
seriousجدی.This is a serious problem (این مشکل جدی است.)
minorجزئی.Don’t worry, it’s just a minor issue (نگران نباش، فقط یک مسئله جزئی است.)
ongoingادامه‌دار.The conflict is still ongoing (این اختلاف هنوز ادامه دارد.)

آشنایی با کلمات و عبارات مرتبط با مشکلات و اختلافات در زبان انگلیسی به شما کمک می‌کند تا در موقعیت‌های دشوار، هم در مکالمه‌های روزمره و هم در موقعیت‌های رسمی مانند محیط کار، ارتباط موثرتری برقرار کنید. استفاده از واژگان متنوع، همراه با درک صحیح موقعیت، باعث می‌شود فردی حرفه‌ای‌تر و مسلط‌تر به نظر برسید.

این مقاله را با دیگران به اشتراک بگذارید!

!Content is protected